زندانی شدن تو پذیرایی
بابا و مامان برای این که من وارد آشپزخانه نشم، با مبل های خونه راه آشپزخونه را مسدود کردند. منم گاهی می یام لای مبل ها وای می ایستم و سروصدا می کنم که بیان منو بگذارید اون ورا. ...












